تبليغاتX
ای برادر تو سراپا ایده ای

سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389

ایده18، راهکار عملی گسترش مجموعه های آبی در شهرها

 

 


جناب آقای مهندس سید محمد پژمان؛ شهردار محترم مشهد

موضوع: راهکار عملی گسترش مجموعه های آبی در مشهد

با سلام و احترام، با عنایت به اینکه:
1- در کلانشهر مشهد مسئلۀ نبود امکانات تفریحی (و مسائل متعاقب آن) کاملاً مشهود است؛
2- گسترش امکانات شنا (و نیز دوچرخه سواری)، راهکاری اهرمی برای رفع چند جانبۀ معضلات بهداشتی، اجتماعی و فرهنگی است؛
3- گسترش مجموعه های آبی، با راهکارهای متعارف، مستلزم حجم غیر ممکنی از منابع و هزینه ها است؛
پیشنهاد می شود با تلفیق دو راهکار سادۀ ابرخشت و باغبام، ورود جدی شنا به دستور کار شهرداری مشهد میسر گردد:...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم مرداد 1389

پیرامون ایده 17

 

 

 

پیرامون ایده عدالت توزیعی، منزلت و شهرت چنانچه نظری، حرفی حدیثی دارید، بفرمایید تا عنقریب بدین مطلب بیافزاییم.

 ایده را چند سال جلو (در مشهد یعنی چند سال پیش) به شهرداری مشهد و سپس به برخی دیگر شهرها نگاشتم.

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم مرداد 1389

ایده 17 عدالت توزیعی، منزلت و شهرت

 

 


سرنام ایده:

راهبرد عدالت توزيعی منزلت و شهرت در «شهر» با راهكار برگزاری گردشی رويدادها

پرسش آغازین:

خوب است گاهی از خود بپرسيم چرا پيران دانا ديگر پندشان به گوش جوانان سعادتجو نمي‌رسد و خود را محتاج دعای خيرشان نمي‌بينيم؛ از چه رو پيشكسوتان شهادت در پيچ و خم روزها فراموشند؛ چرا نه آمدن نرگس و شقایق را مي‌بينيم و نه رفتنشان را؛ چرا فردوسی و كاخ بلند نظمش از شبهای چله نيز رفته‌اند؛ چه آسوده بافت تاريخی شهرمان را فرسوده مي‌ناميم؛ چرا تا گذرمان را به چپرها نياندازند چپرنشينی نمي‌شناسيم؛ چرا سرآمدان جوانمان سر از لای چرخ و دنده‌های ماشين پول سازی ينگه دنيا در مي‌آورند؛ و چگونه از قرآن نشنيديم كه به آفرينش نظر كنيم. و باز بد نيست كه بپرسيم به جای هر يك از اينها گوش و چشم و دل و ذهنمان را با چه انباشته ايم...

بدنه ایده:

سامانه اجتماعی متبوع ما هم‌اكنون به علت‌های درونی و بيرونی، كارايی چندانی در ايجاد و حفظ توازن و تناسب منزلت و شهرت و يا به عبارتي، تبليغ و ترويج ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

پیرامون ایده 16

 

 

 

ایده بیمه هدفمندسازی را به گونه ای به ستاد تحول اقتصادی دولت هم ارائه کرده ام.‏
در یک شبکه اجتماعی هم گذاردم و با دوستم این گفت و شنود را داشتیم.

 

دوستم:

چه دلسوزانه پیگیر هر ریز و درشتی می شوی با جزئیات
دست مریزاد به این اندیشه پرکار و ریزبین و دقیق

 
من:

سپاسگذارم
امیدوارم دوستان هم از انتقادهای دلسوزانه دریغ نکنند و به ساخت و پرداخت ایده کمک نمایند و به هر جا که ممکن است منشأ خدمتی شود،‏ بفرستند
هیچ ادعایی در مورد این ایده ها نخواهم داشت

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

ایده 16 بیمه هدفمندسازی

 

 

 

سرنام ایده: ‏
بیمه بازدهی سرمایه گذاری در صرفه جویی انرژی
*
پرسش آغازین:‏
چگونه می توان هم از دلهرۀ مردم درباره پیامدهای اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها کاست و هم راهکاری برای عاقبت به خیری آن اندیشید؟
*
تنۀ ایده: ‏
‏1- ما مردم به اندازۀ خودمان گرفتاری و دردسر داریم و زیاد ازَمان چشم نمی توان داشت که آمار و سر رشتۀ همه چیز و همه کس را هم داشته باشیم و مثلا بدانیم که طرح تحول اقتصادی یعنی این و هدفمندسازی یعنی آن و آثارش فلان است و درمانش بهمان.‏

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

پیرامون ایده 15

 

 

 

گفتگو با دوستان پیرامون ایده نظرخواهی درباره نامیدن امارات به شاپور جنوبی را ببنید:

اولی:

اول اينكه مردم از خنده :))
دوم اينكه اسم شاپور مشكل داره يه اسمي بگيد كه جنابان باهاش مشكل نداشته باشن
براي اصلاع بايد بگم اسم سلماس يكي از شهرهاي آذربايجان غربي شاپور بوده كه الان سلماس گفته ميشه
البته نمي دونم اول كدوم بوده و بعد كدوم شده :دي

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

ایده 15 امارات یا شاپور جنوبی؟

 

 

 

میگویند برادر حاتم طائی در چاه زمزم ش.‏.‏ید تا بر سر زبانها بیافتد و همچون خود حاتم،‏ نام آور گردد.‏
داستان امروز برخی سایتهای اینترنتی نیز همین است که خلیج فارس بر دهان کج و کولۀ صاحبانشان درست نمی چرخد.‏
دوستان میهندوست نیز هر از چندی فراخوانهایی را بازپراکنی می کنند که فلان سایت نظرسنجی کرده که خلیج فارس را خلیج فارس صدا کنیم یا خلیج ع ر ب ی؛ بیایید همگی مان برویم آنجا رأی بدهیم که خلیج فارس درست است و ...‏
خب اینکه همان است که آنها خواسته اند!‏ آنها هر روز در چاه زمزم می ش.‏.‏ند و ما هر روز برایشان اسم و رسمی به هم می زنیم!‏
بیایید به جای شرکت در نظرسنجی های پوچ آنان،‏ فراخوان بدهیم و امضا جمع کنیم برای اصلاح نام کشوَرَک جعلی امارات به بندر شاپور جنوبی یا بندر الله وردی خان یا بندر امامقلی خان.‏
 
شاپور شانه سُنب (شانه سوراخ کن) همان است که دزدهای عرب را با شانه های سوراخ شده و به طناب کشیده، به بیابانهای جنوب دریای پارس بازراند.‏ الله وردی خان،‏ سردار شهیدِ شاه عباس در جنگ با درازدستان فرنگی است.‏ امامقلی خان هم فرزند رشید اوست که سرانجام درازدستان را از خلیج فارس و دریای سیستان بیرون راند.‏
جز ساکنان بندر شاپور جنوبی، دیگر گدایان معتبر شده نیز (به اصطلاح کشورهای عراق، کویت، بحرین و عمان) اگر زباندرازی کردند، آنها را دوباره به نامهای راستینشان تیسفون، هِشت آباد، میش ماهیگ و اومانه خواهیم خواند.‏

نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

پیرامون ایده 14

 

 

 

ایده گونه های ایرانی، زبلخان ایرانی را در یک شبکه اجتماعی به نام مالتیپلای گذاردم و این گفتگو پیش آمد:

دوستم:
ايده جالبي هست ولي از نظر خودم چند تا ايراد اساسي داره
مورد سوم قرار نيست با يك كارتون و برنامه كه به كودكان مربوط ميشود كودكان از همان اول شست شوي مغزي داده شوند و برايشان دوست و دشمن اينطوري كه شما عنوان كرديد مطرح شود. تا جايي كه يادم مي ايد در كارتون زبلخان به قوميت طبقه و هيچ موردي اشاره نميشد اگر اشتباه يادم مي ايد لطفا بگوييد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

ایده 14 گونه های ایرانی، زبلخان ایرانی

 

 

 

سرنام ایده:

کارتون زبلخان ایرانی برای آگاهی و حساسیت در قبال حیات وحش ایران

*

پرسش آغازین:

سرگرمیِ سازنده برای کودکان، چگونه؟

مأنوس سازی کودکان با جایجای این فرخنده بوم، چگونه؟

حساس سازی کودکان به حیات وحش ایران، چگونه؟

*

تنۀ ایده:

1- کارتون زبلخان را از سالهای آغازین دهۀ شصت خیلی ها یادشان هست. یک شکارچی سفارشی، با دوچرخه ای که قفسی بزرگ را یدک می کشید و معمولا یک میمون در نمی دانم کجای آن قفس و یا کیف ابزار زبلخان، با وی همسفر ناخوانده بود.

در آغاز هر قسمت مجموعه، به سفارش یک مجموعه دار یا باغ وحش، عزم شکارِ گونه ای جانور کرده، در پایان همان قسمت دست از پا درازتر باز می گشت و گاه، جان خود را به دندان می گرفت و در می بُرد.

*

در میانۀ کارتون هم در آن دوران در یکسو با زبلخان دوست داشتنی و میمون دمدمی مزاجش و در سوی دیگر، با جانوران مورد تقاضا همراه می شدیم که همیشه با حرکات با مزه شان، یک گام از زبلخان پیش بودند.

*

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389

پیرامون ایده 13

 

 

 

درج ایده کوره پزخانه، گِلبازی، کوزه گری در یک شبکه مجازی این گفتگو را در پی داشت:

 

دوستم:

در بخش فرهنگی ایده ، خوب، بسیار زیباست

و اما در بخش اجرایی خردمندانه به نظر نمی رسه

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا قلیزاده در 11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •